X
زیبایی های سردشت
 

شبی مثل همه ی شبهای دیگر

نصف شب است و سرفه های پدرم رو می شنوم با هر سرفه اش کل بدنش تکان می خوره . می دونم الان دستش رو گذاشته رو سینه و داره از شدت سرفه و تنگی نفس زجر می کشه.حسرت یک شب که سرفه هاشو نشنوم به دلم مونده یادم نمیاد یک شب راحت شب رو به صبح رسونده باشه . اسپری هاشو میزنه که حالش بهتر بشه .

با هر سرفش کل وجودم از خود بی خود شده بالشم از قطره های اشکم خیس آب شده . چشام باز و به پدرم فکر می کنم .

راستی؟پدرم چرا سرفه می کنه ؟

چرا همیشه اسپری مصرف می کنه ؟

جواب این سوال ها به بیست سال پیش بر می گرده . بابام تو جنگ ایران و عراق تو بمباران شیمیایی سردشت جانباز شیمیایی شد. و الان .....

هنوز که هنوزه بابام زجر بیست سال پیش رو الان هم رو دوش می کشه .

و این چند سطر

خاطرات هر شب فرزندان جانبازان شیمیایی است .


هفت تیر سالروز شیمایی سردشت اولین شهر قربانی

سلاح های  شیمیایی  گرامی باد

sardaht-chemical هفت تیر گرامی باد

 

View All Photo


منتظر نظرات شما هستیم

+ نوشته شده در 1387-بهم-30ساعت 07:37 توسط Kurdishman نظرات(1) - ارسال نظر - - لینک مطلب

06:38, 1389-ارد-19 .. ارسال شده توسط برفي

چه نظري بديم؟نظر بديم ميگن اعتراض جايز نيست.نظرامونم پراعتراضه